Saturday, 6 February 2010

شورای هماهنگی 22 بهمن : اعلام چهار نقطه استراتژیک جایگزین در صورت ممانعت از حرکت مسالمت آمیز مردم


ملت فهیم و دلیر ایران
به مناسبت تجمع اعتراضی روز 22 بهمن ماه و با عنایت به همه جوانب و امکانات و اخبار رسیده از تمهیدات نیروهای سرکوب گر ، نقشه ای از مسیرهای سبز حضور تهیه و تدوین گردیده است که به کمک فرد فرد شما قابل تکثیر و اطلاع رسانی خواهد بود .
مسیر اصلی جنبش سبز ، حد فاصل میدانهای انقلاب و آزادی و دور میدان آزادی میباشد .
- شهروندان محترمی که از شمال ، شرق و مرکز و جنوب شهر تهران به جمعیت خواهند پیوست ، میتوانند مستقیما به مسیر اصلی وارد شده و یا از میدان هفت تیر به عنوان نقطه شروع و تجمع اولیه بهره گیرند .
- شهروندان محترم جنوب غرب  تهران ، ری و اسلام شهر از ضلع جنوبی میدان آزادی و از طریق خیابان سعیدی .
- شهروندان شمال غرب تهران از سمت صادقیه و ضلع شمالی میدان آزادی
- شهروندان غرب ، اکباتان ، فکوری و جمعیتی که از کرج به تهران خواهند پیوست ، از مسیر جاده مخصوص و یا مستقیما ورود به میدان آزادی


از آنجا که بیم آن میرود که رژیم تمامیت خواه ، برگذاری یک تجمع مسالمت آمیز و بدون خشونت را برنتابد و مسیرهای پیوستن جنبش سبز را مسدود نماید ، لازم شد تا مسیر ها و اهداف جایگزین نیز معرفی گردد . بدیهی است عواقب حرکت خیل مردمی به این چهار نقطه استراتژیک ، بر عهده ایشان خواهد بود :
1- زندان اوین .
2- صدا و سیمای جمهوری اسلامی .
3- مرکز تجمع ساختمانهای حکومتی در میدان پاستور .
4- فرودگاه مهرآباد .

در نهایت ضمن تاکید بر لزوم حفظ استراتژی مبارزات بدون خشونت ، به حاکمیت هشدار داده میشود که کنترل جمعیت خشمگین در نقاط دیگر شهر ، بسیار دشوار تر از تحمل حضور سبز و آزادیخواهانه آنان در مسیر سبز خواهد بود .
زنده باد ایران . زنده باد آزادی 

نوروز به نام ايرانيان ثبت شد

پس از سال ها انتظار و ارائه درخواست ثبت جهانی نوروز به سازمان علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد - یونسکو - سرانجام هشتم مهر ماه مهمترین جشن باستانی ایرانیان به ثبت جهانی رسید.
درخواست ثبت نوروز به عنوان میراث غیر ملموس جهانی تقاضای مشترک کشورهای ایران، هند، جمهوری آذربایجان، ازبکستان، قزاقستان، پاکستان و ترکیه بود.
ثبت جهانی نوروز با نمایندگی ۷ کشور از کشورهای برگزار کننده این مراسم و مدیریت ایران در ابوظبی پایتخت امارات متحده عربیانجام شد. اما در این میان جای دو کشور مهم برگزار کننده نوروز یعنی افغانستان و تاجیکستان خالی بود.
بر اساس گزارش ها افغانستان به تازگی به کنوانسیون میراث ناملموس جهانی ملحق شده و نتوانسته خود را برای همکاری در این پرونده آماده کند اما به عنوان یکی از مهمترین کشورهای برگزار کننده نوروز سهم قابل ملاحظه ای در جهانی شدن این جشن دارد.
نوروز همواره عید سال نو در افغانستان بوده اما در دوره اشغال این کشور توسط ارتش سرخ و سپس تسلط طالبان بر این کشور، برگزاری آن با مشکلات و محدودیت هایی همراه بوده است.
با این همه اهتمام جهانی به مسائل افغانستان و همچنین توجه به آئین و رسوم این کشور پس از سقوط طالبان باعث شد که برگزاری نوروز هم در این کشور مورد توجه جهانی قرار گیرد و شناخت تازه ای از این جشن باستانی به دست دهد.
در عین حال دیگر کشور فارسی زبان منطقه یعنی تاجیکستان هم به دلیل این که عضو کنوانسیون میراث ناملموس جهانی یونسکو نیست، از حضور در این پرونده بازمانده است.
به دنبال فروپاشی اتحاد شوروی و کسب استقلال کشورهای عضو آن تجلیل از جشن نوروز بجز تاجیکستان در کشورهای دیگر آسیای میانه، یعنی ازبکستان، قرقیزستان، قزاقستان و ترکمنستان نیز جایگاه خاصی را کسب کرده است.
هرچند نوروز جشن ملی مردم آریایی محسوب می شود، ولی در طول تاریخ تجلیل این جشن در میان مردم ترک زبان منطقه آسیای مرکزی، یعنی ازبکها، قرقیزها، قزاقها و ترکمنها نیز رایج بوده است.
از جمله کشورهایی که در ثبت جهانی نوروز همکاری کرده اند ازبکستان است که جمعیت زیادی از این کشور از جمله در سمرقند و بخارا به زبان فارسی صحبت می کنند و دارای پیوند های قوی و مشترک فرهنگی با کشورهای منطقه از جمله ایران است.
به اعتقاد پژوهشگران، قلمروی که هم اکنون مردم آسیای مرکزی در آن به سر می برند، در گذشته مکان اصلی سکونت مردم آریایی بوده و این امر موجب گسترش چشمگیر سنت ها و آیین های نوروزی در میان مردم این منطقه شده است.
در آن سوی آسیای مرکزی و قفقاز یعنی در کشور های ترکیه و عراق هم کردهای این دو کشور نیز نوروز را جشن بزرگ خود می دانند و آن را گرامی می دارند.
هم اکنون بزرگداشت نوروز در کشورهای آسیای مرکزی و جمهوری آذربایجان در سطح دولتی صورت می گیرد و فرارسیدن آن با تعطیلی عمومی همراه است. دست کم بیش از ۱۰۰ میلیون نفر در جهان هر ساله در آغاز بهار نوروز را جشن می گیرند و و مراسم مربوط به آن را برگزار می کنند.
در سال های اخیر برگزاری نوروز جنبه جهانی تری به خود گرفته و برخی از شهرهای اروپایی نیز آن را به رسمیت شناخته اند اما در جالب توجه ترین آنها سفره هفت سین در کاخ سفید و پیام نوروزی رئیس جمهوری امریکا است که چند سالی است نوروز را به طور رسمی شادباش می گوید و از برگزاری آن در آمریکا که به تنوع فرهنگی این کشور کمک می کند، مباهات می کند.

Friday, 5 February 2010

بیانیه‌ی مهدی کروبی در آستانه‌ی ۲۲بهمن



بسم الله الرحمن الرحیم
ملت بزرگ و سربلند ایران

اکنون که در آستانه ۲۲ بهمن و سالروز پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری امام هستیم، لازم دانستم ضمن گرامیداشت این روز و اداء احترام به شهیدان که استقلال و آزادی را توامان با جمهوری اسلامی طلب می کردند، به عنوان خدمتگزاری کوچک که در تمام فراز و نشیب های نیم قرن گذشته حضور فعالی داشتم، نکاتی چند را با شما صاحبان اصلی این انقلاب ، نظام و کشور در میان گذارم. با این امید که مسئولان محترم مخصوصا دلسوزان نظام عاقلانه، عادلانه، منصفانه و به دور از حب و بغض های سیاسی، جریانی و جناحی به آن توجه نمایند.

به ویژه آنکه مهدی کروبی از لحاظ سن و سال دیگر در وضعیتی نیست که رفتار او را بتوان با انگیزه های سیاسی و رسیدن به پست و مقام و امور دنیوی تخطئه نمود. اگر در پی آن بودم باید عافیت طلبی پیشه نموده و افسار اشتر سرکش سیاست ایران را رها و از حقوق مردم و آنچه بر ملک و ملت می گذرد، سخنی نگویم و دلشاد و سرخوش از گنجینه خاطرات گذشته ام آرام و بی دغدغه اندوخته اسلامی و انقلابی و مردمی پنجاه ساله خود را در معرض حراج گذاشته و در قبال فروش آن، زندگی آسوده ای را فراهم می کردم و مورد احترام ارباب قدرت قرار می گرفتم. ولی چنین رفتاری از جوانمردی و مسلمانی به دور است و من حیات و ممات خود را متعلق به اسلام، ایران و مردم می دانم. بزرگترین افتخار من این است که بنده خدا، فرزند ایران و سرباز مردم بوده و خواهم بود، لذا سکوت و یا جدایی از مردم و بی توجهی به منافع ملی را نه تنها جفا دانسته بلکه با تاکید بر ارزش های دینی و آرمان های بلند مردم و امام، متبلور در قانون اساسی به دفاع از حقوق شرعی و قانونی و آزادی های مشروع مردم پرداخته وخواهم پرداخت. این پیمان ناگسستنی مهدی کروبی با ملت بزرگ ایران است. اکنون توجه برادران و خواهران عزیز را به چند نکته مهم جلب می نمایم.

۱- همه با هم، آرام و با صلابت در سالروز ۲۲بهمن که یادآور تجلی باور دینی و عزم ملی مردم شریف ایران و نقطه عطفی در تاریخ پر افتخار کشورمان است، در راهپیمائی شرکت می کنیم. این روز به هیچ گروه خاصی تعلق ندارد و روز افتخار و سربلندی تمام ملت ایران است. در این روز می کوشیم تا دستاوردها و آرمان های امیدبخش که برخی از آن یا به فراموشی سپرده شده و یا به انحراف رفته را با صبر و استقامت و پرهیز از خشونت زبانی و فیزیکی مطالبه کنیم. این مطالبات قانونی حق مردم است که در انقلاب ۵۷ عهد مردم و با جمهوری اسلامی بوده است و این روزها صاحبان قدرت آن را در صندوق خانه قدرت پنهان ساخته اند. ۲۲ بهمن در یک کلام روز مردم است. شهید آیت الله مدرس در ارتباط با پیمان مردم و حکومت بعد از بیان مرتبه ولایت پیامبر و معصومین که ماموریت مستقیم الهی دارند به زیبائی می گوید: یک مرتبه مثل زمان ما که این طور پیش آمده است آن حاکم و سائس از جانب ملت است ، در این صورت وظیفه او اجرای دستوری است که ملت به او می دهد و هر دستوری از تعمیر بلاد و تامین عباد این ملت … قانون اساسی دستوری است که ملت به آن شخص می دهد و آن حاکم و سائس اگر بر طبق آن عمل نکرد ظالم و متعدی و لازم الرفع است.

۲- در حالی به استقبال سالروز ۲۲ بهمن امسال می رویم که دو رکن جمهوریت و اسلامیت نظام بشدت زیر سوال رفته است. انتخابات ریاست جمهوری دهم همراه شد با مهندسی آرای مردم. پاسخ سوال ساده مردم در راهپیمایی عظیم سکوت ۲۵ خرداد و پس از آن (رای من کو) با خشونت و سرکوب مواجه و موجب شکسته شدن دیوارهای اعتماد میان مردم و حاکمیت شد. این امر بستری را بوجود آورد که میراث امام خمینی و خون بهای شهیدان با بزرگترین چالش سه دهه اخیر روبرو گردد. مردم خوب می دانند و مسئولان نیز باید بدانند که راه حل مشکلات پیش آمده نه پاک کردن صورت مساله است و نه داغ و درفش. باید مردم را در امور کشور و مطالبه حقوق شان جدی گرفت و همراه مردم و در جهت خواست و منافع و مصالح آنان حرکت نمود. سرکوب، بازداشت و زندان فله ای فعالان سیاسی و روزنامه نگاران و دانشجویان، دادگاه های نمایشی، اعدام و اعمال مجازات های سنگین و ایجاد فضای امنیتی راهکار مناسبی برای مهار آنچه رخ داده و می دهد نیست. تمکین به خواست ملت و به رسمیت شناختن حقوق آنان راه خروج از بحران موجود است. من از مراجع بزرگ تقلید و علمای اعلام و حوزه های علمیه و تمام رجال و شخصیت های معتبر اجتماعی، سیاسی و فرهنگی و نیز از عقلای بزرگ قوم از سر دلسوزی درخواست می کنم تا دیر نشده بدور از مشاجرات لفظی بی حاصل، با ارائه طرح های واقع بینانه به داد اسلام و مردم برسند. مراجع معزز میدانند که آنچه امروز بر این کشور و مردم می گذرد، چه بخواهیم و چه نخواهیم، بنام اسلام و تشیع و روحانیت است. بنابراین هر کس به اندازه توانش باید از آبروی اسلام و حقوق مردم دفاع کند. متولیان امر هم شیوه و روش خود را عوض کنند و بدانند که نه سکوت و عقب نشینی ما و نه تهدید و ارعاب و خشونت آنان مشکل را حل نمی کند.

۳- در این روزها مردم این صاحبان اصلی انقلاب بدلائل متعددی از جمله اقتصادی، سیاسی و امنیتی و بویژه بی توجهی به حقوق شهروندی شرایط سختی را می گذرانند. انکار این شرایط ، حقیقت و واقعیت را تغییر نمی دهد ولو آنکه نام آن را عده ای “فتنه” و عده ای دیگر “بحران” و یا واژه ای دیگر بگذارند. یکی از بزرگترین مشکلات امروز کشور همین انکار مشکلات یا دلخوش نمودن به نام های دیگر است. حضرات نه تنها تلاش می کنند معضل را نبینند و آن را نپذیرند بلکه سعی می کنند واقعیت های تلخ موجود را با شبیه سازی های ناشیانه و بچگانه وارونه جلوه دهند. فلذا قدمی در جهت علاج آن بر نمی دارند. درحالی که از اداره امور ساده کشور درمانده اند، ادعای اداره امور جهان را دارند. افزایش مشکلات اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اخلاقی صدای دوستان و هم پیمانان مجلسی خودشان را درآورده و علیرغم شعار “عدالت و مهرورزی و خدمت به بندگان خدا” نابرابری و تبعیض در جامعه موج می زند. تبعیض و فساد دولتی بحدی افزایش یافته که بنا بر آخرین آمارهای بین المللی کشورمان دراین امر با سقوط معنی داری در رتبه ۱۶۸ کشور دنیا قرار گرفته است.

۴- متاسفانه علیرغم آموزه های اسلام فضای جامعه آکنده از تزویر، چاپلوسی، دروغ و رواج مدح و ثنا گردیده است. از یک سو متملقان پست و از سویی دیگر افراطی های بی مایه میانداری می کنند و عرصه را بر عالمان و اندیشمندان و عقلا تنگ نموده و بازار تهمت و افترا و هتک حرمت چنان داغ شده که ارکان نظام، انقلاب و یاران با وفای امام از باران گستاخی ها در امان نیستند. بی هویت های خشک مغز با چشمان بسته و دهان های باز در کمال امنیت، بدون پروا مداحی و خودفروشی می کنند و با ایراد تهمت و افترا عرصه را بر پاکان و نیکان تنگ کرده که از این آشفته بازار باید به خدا پناه برد. به یاد داریم که امام امت نه تنها در حفظ آبرو و شئون همگان با تمام وجود مراقبت می فرمود بلکه حتی مدح و ثنای چهره های شناخته شده و عالی مقام را بر نمی تافت و نهیب می زد که نفس انسان سرکش و طغیانگر است. از این تعریف و تمجید و تعارض ها با من نکنید مبادا وسوسه شده و باورم شود. اگر دنبال راه حل اصولی هستیم باید:

• بر دهان ثناگویان متملق خاک ریخت و دست و زبان و قلم خشونت گرایان بی سرمایه مهار و کنترل شود و بازار دین فروشی و انحصار طلبی طرد گردد.

• تمام اصول قانون اساسی بطور کامل اجرا گردد و حق انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان در همه انتخابات ها از مجلس خبرگان رهبری گرفته تا مجلس شورای اسلامی و ریاست جمهوری رعایت شود. بدعت زشت شورای نگهبان که تمام ایرانیان از جمله چهره های شاخص و شناخته شده را به ساتور نظارت استصوابی می سپارد باید حذف گردد. میزان باید فقط رای ملت باشد نه گزینش و مهندسی آرای مردم بر اساس سلایق عده ای خاص. من مطمئن هستم مردم شریف ایران با عنایت به فضای مذهبی قطعا افراد صالح، سالم، متعهد و متخصص را بر مصدر امور خواهند نشاند.

• آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی

• فضای باز مطبوعات و به رسمیت شناختن نقد و نقادی و بازگرداندن آرامش به دانشگاه ها تحقق یابد

• فضای امنیتی و جو پلیسی و محیط رعب و وحشت برداشته شود، در این فضا بستر وحدت و همکاری نیست.

و صد البته که در این صورت بایدهای فراوانی هم متوجه جریان معترض که در حال حاضر از فرط مظلومیت سکوت پیشه نموده اند خواهد بود. هشدار که مبادا تمامیت خواهان شما را به ساختار شکنی وادار نموده که این امر خواست مخالفان و دشمنان حرکت مسالمت آمیز شماست. رفتن در فضای خشونت و یا گرفتار شدن در فضایی که ممکن است خود به نام شما طراحی کرده و مرتکب رفتاری خلاف مصلحت و مقررات شوند، خواست سرکوبگران بی منطق است. هشدار که مبادا عوامل نفوذی و بیگانگان و اجانب در صفوف شما رخنه نموده و ارزش های دینی و اخلاقی و ملی را خدشه دار نمایند. من رسما اعلام می کنم دوستان و یاران ما از مقدمات و نتیجه انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم و سرنوشت رای شان سوال داشتند. آنان حقوقی شرعی و قانونی خود را با تاکید بر اسلام و نظام و منافع ملی آنهم با سکوت و آرامش مطالبه نمودند که جا دارد از عوامل اجرایی، نظارتی، امنیتی، پلیسی و رسانه ای شوال شود که چه کردید که چنین شد و چرا کار به اینجا کشید؟ آیا افق آینده اینگونه رفتارها و برخوردها را مورد مطالعه قرار داده اید؟

آخرین کلام، لازم است مردم عزیز خصوصا قشر تحصیل کرده و طبقه جوان توجه داشته باشند که آنچه امروز به نام جنبش اعتراضی در جامعه جریان دارد یک ایدئولوژی فراگیر نیست که خط کشی های سفت و سخت داشته باشد و افراد را بر اساس آن گزینش نموده و مسئولیت رفتار تمام حاضران در آن را بپذیرند. این جنبش برای دفاع از عقیده یا مرام سیاسی و دینی خاصی نیست طبعا افراد موجود در آن دارای آرا و عقاید گوناگونی هستند که هر یک از ما می توانیم با آنها موافق یا مخالف باشیم. فصل مشترک این جنبش استیفای حق رای، انتخابات آزاد، آزادی مطبوعات، آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی، اصلاح شیوه حکومت داری و قانون مداری و رعایت حقوق شهروندی مردم است. بدون شک بالا بردن مطالبات و انحراف از اهداف ذکر شده دست آویزی برای سرکوب خشن این حرکت می گردد. لذا من به عنوان پدری پیر به جوانان عزیز و به عنوان برادری سرد و گرم چشیده و آب از سر گذشته به پیران و میان سالان عرض می کنم طرح مباحث دیگر به جز خواسته بحق و قانونی، انحراف از مسیر است و این خواست مخالفان این جنبش و در مواردی ساخته و پرداخته آنان یا عوامل نفوذی می باشد. به امید روزی که اصحاب حکومت و ارباب قدرت عقل، عدل و انصاف را بیاری بخواهند و موجبات خشنودی اولیای اسلام و مردم ایران را در پرتو به رسمیت شناختن حقوق مردم، فراهم نمایند.

و آخردعوانا ان الحمد لله رب العالمین
مهدی کروبی
۱۴ بهمن ۱۳۸۸

سهمیه بندی بسیج برای تسخیر خیابان انقلاب تهران در روز ۲۲ بهمن


هدف اصلی سهمیه بندی خیابان های تهران و پوشش آن توسط بسیج نمایش قدرت حکومت در برابر دوربین های خبرنگاران خارجی عنوان شده است.

به گزارش جرس ،بخشی از برنامه گسترده  نیروهای نظامی --امنیتی برای مقابله با حضور مردم در راهپیمایی روز ۲۲ بهمن ماه فاش شد


به گفته برخی از منابع موثق، براساس برنامه از پیش طراحی شده از سوی نیروهای نظامی -امنیتی خیابان انقلاب حدفاصل امام حسین تا میدان آزادی به مناطق  مختلف تفکیک شده است و هر منطقه به بسیج یکی از شهرهای ایران واگذار شده است تا صبح ۲۲ بهمن توسط نیروهای اعزامی بسیج از شهرهای مختلف تسخیر شود



به عنوان مثال زیر پل کالج در اختیار بسیج بابلسر ،حدفاصل شانزده آذر تا انقلاب در اختیار بسیج مشهد و به همین ترتیب تمامی نقاط خیابان بزرگ انقلاب تا میدان آزادی قرار است توسط نیروهای بسیج از صبح زود ۲۲ بهمن پوشانده شود.برنامه ریزی برای سهمیه بندی خیایان سراسری انقلاب و واگذاری آن به بسیج هر  شهر از یکماه پیش شروع شده است و هر سهمیه به فرماندهی بسیج شهرها ارسال شده است.در نامه های ارسالی برای ابلاغ سهمیه ها نوشته شده است که بسیجی های کاملا مخلص و وفادار و تابع ولایت به تهران اعزام شوند. بسیج برخی از شهرها از جمله مشهد  به مرکزفرماندهی طرح سهمیه بندی بسیج برای ۲۲ بهمن تهران اعلام کرده اند که قادر به تامین سهمیه تعیین شده نیستند و با کمبود نیروهای کاملا مخلص و تابع ولایت روبرو هستند



بسیج هر شهر همچنان موظف شده است تمامی پارچه های سبز موجود در پارچه فروشی ها را خریداری کند و بر آن شعارهای مرگ بر ضد ولایت فقیه و سبز فقط سبز علی بنویسند و این پارچه های شعار نویسی شده  را به هنگام تسخیر خیایان های تهران در دست بگیرند



اصلی ترین هدف سهمیه بندی خیابان های تهران و پوشش آن توسط نیروهای بسیج نمایش قدرت حکومت در برابر دوربین های خبرنگاران خارجی عنوان شده است و آغاز برنامه ای گسترده برای سرکوب مخالفان در روزهای پس از ۲۲ بهمن عنوان شده است.

Thursday, 4 February 2010

دل نوشته‌های پژواک سبز











در این شب سرد زمستانی دلی‌ پر زه‌ غصه دارم. نمی‌‌دانم از کجا باید شروع کنم،
آیا مجالی خواهم یافت تا دل نگرانی‌های خود را ابراز کنم یا نه؟
روزگار غریبیست نازنین ، تمامی دوستانمان و تمامی اهل اندیشه در بند رژیمه سفاک گرفتارند.
نمی‌ دانم آیا مجالی خواهم یافت تا قصه غصه‌های خویش باز گویم یا نه ! بسیار تنهایم.
طاقت بیار رفیق. دل قوی دار سحر نزدیک است.
هر چه به ۲۲ بهمن نزدیکتر می‌شویم دل نگرانی‌های من بیشترو بیشتر میشوند.
خدایا امشب می‌خواهم با تو سخن بگویم. می‌خواهم قصه غصه‌هایم را فقط به تو بگویم ،
 بار الها چه سرنوشتی در انتظارمان خواهد بود؟!
خداوندا آیا نمی‌بینی که جوانان برومند وطنمان را دانه دانه ، تک به تک به بند میکشند و حکم
محاربه برایشان صادر میکنند. خدایا تو که میدانی که آنها کیانند.
خدایا چرا ساکت نشسته ای!!؟
خداوندا روی سخنم با توست. تا چه زمانی‌ باید پر پر شدن عزیزانمان را ببینیم و دم نزنیم. 
بار الها ! آیا این آزمایش ایست که تو برایمان مقدر فرموده‌ای ؟
خدایا آیا این همه شهید دادن در راه آزادی کافی‌ نیست، خدایا تا کی‌ باید خون شهیدان مان زینت بخش خیابان‌هایمان باشد  
پروردگارا به درازا مکشان که دلهای بسیاری نگران و چشمهای بسیاری خونبار است.
خدایا آیا ضجه‌های مادران مان را نمیشنوی؟
خدایا آیا ناله‌های شبانه پدران مان را گوش نمی دهی؟
آیا اشک چشمان خواهران و برادران مان را نمی بینی؟
دیگر تحمل این همه جور و ستم در حق عزیزانمان را نداریم.
خدایا برهان.
به امید پیروزی و آزادی ایران سبز همیشه جاوید.
                                  
                                                          پژواک سبز                
                                                     جمعه ۱۶ بهمن ۱۳۸۸ 
                                                         ۲:۱۴ بامداد

انتشار گزارش ضرب و شتم همسر مشاور رييس جمهور ايران

گزارش ها حاكى است كه مهدى كلهر، مشاور رسانه اى رييس جمهور ايران، به دليل «ضرب و شتم» همسر خود، از سوى پليس احضار شده است. نرگس كلهر، دختر آقاى كلهر، در گفت و گو با راديو فردا نيز اين خبر را تاييد كرده است.

سايت خبرى «آينده» روز پنجشنبه گزارشى در باره «ضرب و شتم همسر سابق مشاور رسانه اى محمود احمدى نژاد» منتشر كرده كه در آن اشاره شده است آقاى كلهر دوشنبه شب پس از يكسال و نيم به منزل «همسر سابق» خود در اكباتان رفته است و «كمتر از ۲۰ دقيقه پس از ورود وى به آپارتمان، ناگهان صداى ضجه هاى زن كه از همسايه هاى كمك مى خواسته همسايه ها را به در آپارتمان مى كشاند.»

نرگس كلهر، دختر اين مشاور رييس جمهور ايران، كه در آلمان به سر مى برد در گفت و گو با راديو فردا اين خبر را تاييد كرد ولى حاضر به بيان جزئيات بيشترى در باره اين حادثه و علت آن نشد.

سايت «آينده» مى گويد: «همسايه ها كه صداى زنى را مى شنيدند كه از كشته شدن قريب الوقوع خود خبر مى داده پشت در آپارتمان با تعجب تجمع مى كنند، تا اينكه ناگهان خانم معصومه طاهرى در حالى كه مهدى كلهر خشمگين به دنبال او بوده از در آپارتمان خارج مى شود و متوحش به خانه همسايه طبقه پايين تر، يعنى طبقه ششم پناه مى برد.»

بر اساس اين گزارش، يكى از همسايگان خانم طاهرى گفته است: «دو تا دور گردن معصومه طاهرى تماما دچار جراحت شده بود، و اين خانم از خش خش صدايش مشخص بوده كه در حال خفه شدن بوده است.»

مهدى كلهر مهرماه گذشته و پس از اينكه اخبار مربوط به پناهنده شدن دخترش به آلمان در رسانه ها پخش شد در گفت و گو با خبرگزارى های مهر و ایرنا گفته بود: «نرگس ۲۵ سال دارد و مادر او به دليل اينكه من با آقاى احمدى نژاد در همان سال ها (۸۴) همكارى مى كردم، درخواست طلاق كرد و اين امر نيز محقق شد. امروز نيز وى يكى از مخالفان آقاى احمدى نژاد است و در حال حاضر در دانشكده صدا و سيما تدريس مى كند.»

اين مصاحبه با واكنش خانم معصومه طاهرى روبرو شد و وى در گفت و گو با روزنامه «اعتماد» چاپ تهران اعلام كرد كه اصولا طلاقى در كار نبوده است و افزود: «چند وقت پيش آقاى كلهر خانه را ترك كردند و از پيش ما رفتند. شايد اسمش را بتوان متاركه گذاشت، اما از لحاظ قانونى من همسر ايشان هستم. من هر چقدر فكر مى كنم، نام ايشان هنوز در شناسنامه من است. نمى دانم بر چه اساس ايشان از من جدا شدند.»

دختر آقاى كلهر نیز اواخر مهرماه در گفت و گو با راديو فردا گفته بود كه «پدر و مادر من هنوز هم به طور قانونى از همديگر جدا نشده ‌اند. يك سال و نيم است كه پدر من خانه ما را ترك كرده و رفته است. نه به اين خاطر كه مادر من مشكلى با سياست داشته است.»

سايت «آينده» در ادامه گزارش روز پنجشنبه خود از معصومه طاهرى نقل و قول كرده كه گفته است: «خوشبختانه از مرگ حتمى نجات يافتم و موضوع از طريق مراجع قضايى ذيصلاح تحت پيگرد است و از لحاظ جسمى نيز تحت مداوا هستم.»

بر اساس اين گزارش، خانم طاهرى از آقاى كلهر شكايت كرده و «پس از مراجعه به پزشكى قانونى، همچنين شهادت شاهدان ماجرا، كلانترى ۱۳۵ اكباتان، مهدى كلهر را احضار كرده است.»

آينده مى افزايد: قرار است آقاى كلهر «روز يكشنبه، ۱۸ بهمن ماه ساعت ۹ صبح در اين كلانترى حاضر و در خصوص اتهام خود پاسخگو باشد.»

منابع رسمی در ایران هنوز در خصوص این خبر واکنشی نشان نداده اند.

مهدى كلهر از زمان به رياست جمهورى رسيدن محمود احمدى نژاد در سال ۱۳۸۴ يكى از نزديكترين افراد به وى محسوب مى شود و ديدگاه هاى او در باره موسيقى زنان، پاپ، بازگشت خوانندگان لس آنجلسى، نمايش سازهاى موسيقى از تلويزيون، سانسور و آزادى بيان بارها بحث برانگيز شده است.

Wednesday, 3 February 2010

نامه سرگشاده مدرسین و طلاب قم و نجف به رییس و نمایندگان مجلس خبرگان

رهبری که شما ناظر بر احوال او هستید به دلایل زیر صلاحیتش مخدوش...

رياست و اعضای محترم مجلس خبرگان رهبری
به استحضار می رساند:
جای انکار نیست که  نظام جمهوری اسلامی در حال حاضر یکی از سخت ترین شرایط دوران خود را از آغاز تاسیس، تا کنون می گذراند. اعتماد عمومی نسبت به نهادهای مدیریتی نه تنها متزلزل که کاملا سلب و منتفی شده است. قسمت عمده ای از نسل نخستین انقلاب و یا فرزندان آنها کشته، زخمی و یا در زندان هستند. صدای گریه و شیون مادران داغدیده و بستگان زندانیانی که پس از مدت ها انتظار دیدار عزیزانشان، حکم محکومیت طویل المدة آنان را از طریق رسانه ها می شوند شب و روز به گوش میرسد. ناله ها تبدیل به فریاد شده اند و دیگر قوه قهریه برای فرو بردن خشم عمومی امکان پذیر نمی باشد.
روحانیت وجهه مردمی خود را به کلی از دست داده است، مردم آنان را دیگر به جای آنکه معلم اخلاق بدانند، پلیس، نظامی و حتی چاقوکشان شهر می دانند. ارکان اصلی انقلاب از تریبون رسمی به غارت بیت المال، خیانت و عامل اجنبی معرفی شده اند، لب فروبسته و در خانه نشسته اند. کسانی که مردم انقلاب را همراه با نام امام خمینی(ره) ونام آنان شنیده و تا مغز استخوانشان کرده بودند و حتی سلامتی و تمامیت جسمانیشان را به گفته آنان در جبهه های جنگ به امید رستگاری و وصول به نعیم بهشتی، از دست داده بودند، اینک آنان را یا در زندان می بینند و یا پشت در زندان چشم به راه فرزندانشان. خاندان بهشتی، راست قامتی که می گفت: ((ما عاشقان خدمتیم نه تشنگان قدرت))، امروز در هجران عزیزشان لحظه ها را سپری می کنند.
 دانشجویان، متخصصان، متفکران و دیپلمات های شناخته شده کشورمان در پاسخ به ندای وجدانشان همچون اصحاب کهف که از دست دقیانوس دیکتاتور زمان به غار پناه بردند و سر بر سنگ نهادند، چاره ای جز جلای وطن ندیده، خانه و خانمان را ترک کرده و رنج غربت را تحمل می کنند. اینها همه در کنار شیوع پدیده ویرانگر اعتیاد، فقر و فحشا و ناامنی بگونه ای که هیچکس ناموسش را از تجاوز اراذل و اوباش در آمان نمی بیند و سر راحتی بر بستر  نمی نهد و.............
عامل اصلی را در کجا باید یافت؟
اینک شما آقایانی که از قیف بسیار تنگ و باریک شورای نگهبان گذشته اید و بر کرسی مجلس خبرگان رهبری تکیه زده اید بدانید و آگاه باشید که گناهی که شما دراین مقطع تاریخی مرتکب شده و می شوید هرگز نزد ملت بخشودنی نیست. مگر اینکه حداقل یکبار هم که شده است نظام را از فروپاشی و کشور را از ویرانی و اضمحلال با انجام وظیفه شرعی، قانونی و ملی خود نجات دهید.
برای اینکه شما را به وظایفتان یاد آور شویم، توجهتان را به موادی از قانون اساسی ایران، خونبهای شهیدان انقلاب اسلامی جلب می نماییم.
 اصل ۵
در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه)، در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت امت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده‏دار آن می‌گردد.
اصل ۱۰۹ - شرایط و صفات رهبر
1.    صلاحیت علمی لازم برای افتاء در ابواب مختلف فقه.
2.    عدالت و تقوای لازم برای رهبری امت اسلام.
3.    بینش صحیح سیاسی و اجتماعی، تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری.
در صورت تعدد واجدین شرایط فوق، شخصی که دارای بینش فقهی و سیاسی قوی‏ تر باشد مقدم است.
اصل ۱۱۱ - برکناری رهبر
هر گاه رهبر از انجام وظایف قانونی خود ناتوان شود. یا فاقد یکی از شرایط مذکور در اصول پنجم و یکصد و نهم گردد، یا معلوم شود از آغاز فاقد بعضی از شرایط بوده است، از مقام خود بر کنار خواهد شد. تشخیص این امر به عهده خبرگان مذکور در اصل یکصد و هشتم است. در صورت فوت یا کناره‏گیری یا عزل رهبر، خبرگان موظفند، در اسرع وقت نسبت به تعیین و معرفی رهبر جدید اقدام نمایند. تا هنگام معرفی رهبر، شورایی مرکب از رییس جمهور، رییس قوه قضاییه و یکی از فقهای شورای نگهبان انتخاب مجمع تشخیص مصلحت نظام، همه وظایف رهبری را به طور موقت به عهده می‌گیرد و چنانچه در این مدت یکی از آنان به هر دلیل نتواند انجام وظیفه نماید، فرد دیگر به انتخاب مجمع، با حفظ اکثریت فقهاء، در شورا به جای وی منصوب می‌گردد. این شورا در خصوص وظایف بندهای ۱ و ۳ و۵ و ۱۰ و قسمت‏های (د) و (ه) و (و) بند ۶ اصل یکصد و دهم، پس از تصویب سه چهارم اعضاء مجمع تشخیص مصلحت نظام اقدام می‌کند. هر گاه رهبر بر اثر بیماری یا حداکثر دیگری موقتا از انجام وظایف رهبری ناتوان شود، در این مدت شورای مذکور در این اصل وظایف او را عهده‏دار خواهد بود.
با قرائت مجدد مواد فوق اینک شما را مخاطب قرار داده و در مرئی و منظر حق متعال که اقرب از حبل الورید است از شما می پرسیم: آیا وظیفه کنونی شما فقط اینست که در جلسات این مجلس به تملق و چاپلوسی بپردازید؟ و یا چپیه بر عنق افکنان همچون عوام به موعظه تحت منبر رهبر بنشینید و سر تکان دهید؟ و یا قلمدان کشیده و گفته های مکرر او را قند مکرر دانسته و به کتابت ادمه دهید؟ تاریخ شما را محاکمه می کند!!
آقایان!!
رهبری که شما ناظر بر احوال او هستید به دلایل زیر صلاحیتش مخدوش و یا لااقل زیر سئوال رفته است. شما مکلف به رسیدگی هستید و پس از اثبات او را عزل و نظام اسلامی را از خطر سقوط نجات دهید:
1-    ادعای مرجعیت فتوا پس از فوت آیت الله اراکی علیرغم عدم واجدیت شرائط، و سقوط از عدالت وتقوا (موضوع مذکور در اصل پنجم)  
2-    کشف غیر واجد بودن مدیریت و مدبریت (موضوع مذکور در اصل پنجم قانون اساسی). دلایل فقدان این شرط به قرار اوضاع و احوال ملت ایران در شرائط کنونی و منفوریت ایشان در انظار عامه است.
3-    نصب افراد غیر صالح و واجد شرایط در سمتهایی که زیر نظر ایشان است. از جمله نصب افرادی نا آشنا به امور قضائی در راس قوه قضائیه. لازم به ذکر است که در اصل 157 قانون اساسی آمده است: ((.... یک نفر مجتهد عادل و آگاه به امور قضایی و مدیر و مدبر را برای مدت پنج سال به عنوان رییس قوه قضاییه تعیین می‌نماید که عالی ترین مقام قوه قضاییه است)).و بی تردید شرط آگاه به امور قضائی غیر شرط اجتهاد است. ایشان در این مدت افرادی را برای این سمت انتخاب کردند که حتی یک بار هم پایشان به دادگستری باز نشده بود و برانی محض بوده اند. توجیه انتخاب این گونه افراد در آغاز انقلاب روشن و بدیهی است ولی در زمان حاضر جهتی ندارد، مگر اینکه ایشان افراد مطیع بی چون و چرا را فقط تحمل می کنند و از این جهت در فقر نیروی انسانی گرفتارند که تمام قوا را به یک خاندان اختصاص می دهند.
4-    دخالت های خارج از حدود اختیار در مسائل قضائی ،تقنینی و اجرائی.
5-    دولتی کردن نهاد مردمی و سنتی حوزه های منوره قم ومشهد .
6-    به ذلت کشیدن حکیمان ،فقیهان و عالمان بزرگ حوزه علمیه و تحت فشار قراردادن آنان برای تایید های بی چون و چرا از روش خود.
7-    تایید فسق علنی رئیس جمهور در مناظره تلوزیونی. اتهام زدن در ملا عام درحالی که او نتواند پاسخ بگوید یقینا از مصادیق بارز فسق است. ولی رهبر در نماز جمعه تایید کرده است.
8-    خروج از بی طرفی اعضای شورای نگهبان و منجر شدن این امر به جریانات پس از انتخابات و عدم توجه رهبر و عدم عزل آنان. ایشان نه تنها عزل نکردند بلکه آنان را به سمتهای مهمتری نظیر ریاست قوه قضائیه منصوب ساختند. امری شبیه به سخره گرفتن مردم است که شخصی که در نزد مردم مورد متهم به خروج از بی طرفی و عدم انجام وظیفه است به ریاست قوه ای قرار می دهند که به شکایت همان مردم رسیدگی کند!!
9-    دخالت مستقیم فرزندان ایشان در حمله بی رحمانه به مردم در روزهای 25 خرداد و روز عشورا.
10-                       وادار ساختن عوامل اطلاعات به توهین به عکس امام و هتک حرمت امام حسین برای متهم ساختن مخالفین خود.
11-                       دخالت مستقیم در قتلهای زنجیره ای (دلیل این امر ابقای دری نجف آبادی در پستهای قضائی و نماز جمعه اراک است ومانع شدن از مجازات قاتلین وجانیان است).
12-                       تایید وپشتیبانی از سعید مرتضوی و دستور به رئیس قوه قضائیه وقت از عدم تغییر او از دادستنانی.
13-                       سید ابراهیم رئیسی معاون قوه قضائیه بوده است و اتفاقات زندان کهریزک در قلمرو مسئولیت وی رخ داده است. به امر رهبر ایشان به معاونت رئیس جدید نیز ابقا می شود.
14-                       نادیده گرفتن پرونده فرزندان افرادی مانند مقتدائی ،دری نجف آبادی و منتظری گلپایگانی به خاطر چاپلوسی پدرانشان.
15-                       نظامی ساختن و خشونت آمیز کردن فضای سیاسی کشور. کشور امروز تحت مدیریت عده قمه بدست می گردد.
ماخواستار رسیدگی به این امور و پاسخ مستدل وقانع کننده و اقدام مقتضی هستیم.
مدرسین و طلاب قم و نجف

شورای هماهنگی جبهه اصلاحات: با نمادهای سبز در راهپیمایی 22 بهمن می آییم

شبکه جنبش راه سبز (جرس): شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با صدور بیانیه ای، از اقشار مختلف مردم برای شرکت پرشور  و همراه با نمادهای سبز در راهپیمایی ۲۲ بهمن دعوت کرد.


در این بیانیه که خطاب به مردم منتشر شده آمده است: شما مي دانيد كه وحدت و يكپارچگي كشور و اعتماد به مسئولين، به رغم تنوع و تكثر در انديشه، اقوام، مذاهب و سلايق جناح هاي مختلف سياسي، با و جود برخي موانع سبب گرديد تا بحران هاي مختلف كه جنگ تحميلي مهم ترين آن بود با رهبري بي نظير امام خميني(ره) و همراهي قاطع مردم يكي پس از ديگري پشت سر نهاده شود. رمز و راز اين توفيق، همراهي ملت با دولت و فقدان دوگانگي و شكاف بين آنها بود. دولت خود را از ملت و متقابلاً ملت هم دولت را از خود مي دانست تا آنجا كه صفت دولت خدمتگذار توسط آن يار سفر كرده به دولت جناب مهندس ميرحسين موسوي اطلاق گرديد و ملت ايران را بهتر از مردم مسلمان در صدر اسلام ناميدند. همچنين مجلسي كه برآمده از رأي مردم و مواضع بر حق آنها بود، با وجود مشكلات ناشي از جنگ، تحريم ها و بحران هاي اقتصادي، ذره اي در انجام وظايف نظارتي خود مماشات نمي ورزيد و از همين رو بود كه امام مجلس را در رأس امور مي خواست و مي دانست.

شوراي هماهنگي جبهه اصلاحات  در این بیانیه آورده است: مي آييم تا نشان دهيم جنبش سبز با آگاهي سياسي و توانايي، در عين حال با نجابت اجتماعي و با نفي هرگونه خشونت، با اصول و ارزش هاي ملي و ديني عجين بوده و حقوق مصرح در قانون اساسي را مطالبه مي نمايد. مي آييم تا با صدايي رسا فرياد خويش را به گوش رفيق و رقيب و دوست و دشمن برسانيم كه جنبش سبز همچنانكه بزرگان انقلاب چون آقايان خاتمي ، كروبي و ميرحسين موسوي اعلام نموده اند، مدافع استقلال و بي نياز از حمايت و دخالت بيگانه است و با اتكا به قدرت خدادادي ملت براي احيا و حفظ ارزش ها، اجراي قانون. آزادي ملت، تعميق دين و نجات جامعه، از هيچ تلاشي فروگذار نخواهد كرد.

در این بیانیه تاکید شده است:
 در ۲۲ بهمن با نماد سبز مي آييم تا اعلام نماييم وا اسفا از تنگ نظري و كوته بيني كوچكاني كه بر صدر نشسته اند و هر معترض و منتقدي را عامل بيگانه و فريب خورده و برانداز مي دانـند و هـر انتـقادي را تـخريب، كـه ظرفيـت انقـلاب اسـلامي و پويايي آن در گرو تضارب انديشه و افكار است و نابودي كشور، سرنوشت محتوم سيستم هاي تك صدايي. مي آييم تا فرياد زنيم زندانيان سياسي كه اكثراً فجرآفرينان بهمن ۵۷ بودند را آزاد كنيد و به جاي زندان و برخورد و خشونت با ملت، به اصول و آرمان ها برگرديد، به اجراي قانون همت گماريد و به جاي توهم توطئه به تحليل عملكرد خود و نهادهاي همسو همت گماريد، كه آيينه چون نقش تو بنمود راست، خودشكن آيينه شكستن خطاست.  مي آييم تا همه با هم فرياد كنيم كه انگ بي ديني و تهمت بيگانه خواهي و دروغ انقلاب مخملي وصله هاي ناچسبند براي جنبش سبز كه صد البته از خصايص ذاتي حاكميت هاي قانون گريز و فرافكن و هنجارشكن و عوام فريب است كه با روش هاي نخ نما شده چون كارناوال عاشورا و پاره كردن عكس و ...، ملت را متهم به اخلالگري و اغتشاش كند.

شوای هماهنگی جبهه اصلاحات متشکل از گروهها و احزاب اصلاح طلب است که اسامی امضا کنندگان این بیاینه به این شرح است:

۱) حزب مشاركت ايران اسلامي. ۲) سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران. ۳) مجمع نمايندگان ادوار مجلس. ۴) انجمن اسلامي مدرسين دانشگاه ها. ۵) مجمع دانش آموختگان ايران اسلامي. ۶) حزب اسلامي كار. ۷) مجمع نيروهاي خط امام. ۸) حزب اراده ملت ايران. ۹) حزب جوانان ايران اسلامي. ۱۰) حزب مردم سالاري. ۱۱) انجمن اسلامي معلمان ايران. ۱۲) انجمن اسلامي مهندسان ايران. ۱۳) حزب كارگزاران ايران اسلامي. ۱۴) انجمن روزنامه نگاران زن ايران. ۱۵) مجمع فرهنگيان ايران اسلامي. ۱۶) حزب همبستگي. ۱۷) مجمع مدرسين و محققين حوزة علمية قم.